می گفت دوست دارم که سیگارت را
همیشه با کبریت روشن می کنی
می گفت دوست دارم که لیوانت را
به تنهایی و
بدون زدن به لیوان یک دوست
سر نمی کشی
می گفت دوست دارم که شعرهایت را
پیش از سرودن
با نیم نگاهی
نشانم می دهی
می گفت دوست دارم که می دانی "عشق
یا دیوانگی ست
یا دیگر عشق نیست"

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 اسفند 1388    | توسط: سوگند    | طبقه بندی: شعر و ادبیات،     | نظرات()