منتظرت می مانم
هم از آن بیش
که عبور ثانیه از هزاره ی مرگ
هم از آن بیش
که تحمل علف در بارش تگرگ

منتظرت می مانم
هم از آن بیش
که شمارش بی حساب روز
هم از آن بیش
که چند و چون هنوز

منتظرت می مانم
می مانم تا آفتاب از مغرب معجزه بر آید و
تکلم حیرت از حلول درخت

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 9 اردیبهشت 1389    | توسط: سوگند    | طبقه بندی: شعر و ادبیات،     | نظرات()